صاحب الامر

صاحب الامر | نقد مدعیان دروغین مهدویت | از کتب شیعی

صاحب الامر

صاحب الامر | نقد مدعیان دروغین مهدویت | از کتب شیعی

صاحب الامر

قال الامام الصادق سلام الله علیه : ... یَومَئذٍ مَنْ کانَ بِالمَدینةِ مِنْ وُلدِ عَلیّ‏ علیه السلام اِلَی مَکَّةَ فَیَلحَقُونَ بِصاحِبِ الاَمرِ وَیُقْبِلُ صاحبُ الاَمرِ نَحوَ العِراقِ...
... در این زمان هر کس از فرزندان علی‏ علیه السلام که در مدینه است، به مکه می ‏گریزد و به صاحب امر می ‏پیوندد و صاحب امر به سوی عراق روی می ‏آورد...
الغیبة، ص 270، باب 14، ح 43

قال الامام الرضا سلام الله علیه : اَنَا صاحِبُ هذَا الأمْرِ وَلکِنّی لَسْتُ بِالَّذی اَمْلَأَها عَدْلاً کَما مُلِئَتْ جَوراً، وَکَیْفَ اَکُونُ ذلِکَ عَلی ما تَری مِنْ ضَعْفِ بَدَنی، وَاِنَّ القائِمَ هُوَ الَّذی اِذا خَرَجَ کانَ فی سِنِّ الشُّیُوخِ وَمَنْظَرِ الشَّبابِ...
من صاحب الامر هستم، امّا آن کسی که زمین را از عدل آکنده سازد، همچنان که پر از جور شده باشد و چگونه او باشم در حالی که ضعف بدن مرا می‏بینی، و قائم کسی است که در سن پیران و منظر جوانان قیام کند...
کمال ‏الدین، ج 2، باب 35، ح 8


مدعیان دروغین و نیابت خاصه از وقتی پدید آمدند که کتب و منابع روایی غنی شیعی معرفی و تبیین نشدند.

به اعتقاد ما، معرفی روایت ها و تبیین کتب، می تواند از ظهور مدعیان دروغین جلوگیری کند. در این وبلاگ تمام سعی و تلاش بر این است که منابع روایی شیعی، معرفی و تبیین بشود تا اگر از ظهور مدعیان دروغین جلوگیری نکرد، از پیوستن افراد به آنها جلوگیری کند.


تحقیقات به صورت کتاب به کتاب می باشد. یعنی تا کتابی را کامل کار نکرده باشیم و نتایج تحقیقات را در وبلاگ قرار نداده باشیم، به سراغ کتاب بعدی نخواهیم رفت.

به طبقه بندی موضوعات وبلاگ توجه کنید.


انتشار مطالب این وبلاگ، بدون نقل منبع آن، در هر سایت یا وبلاگ یا مانند آن شرعا جایز نیست.

بایگانی

سوالات عبدالله بن عباس از پیامبر در مورد ائمه 12 گانه 

روایت بعد که ابن عباس از پیامبر عظیم الشان در نص بر ائمه اثنی عشر نقل کرده به شرح ذیل می باشد: 

روایت شماره 3: 

حَدَّثَنِی أَبُو الْحَسَنِ عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ قَالَ حَدَّثَنِی أَبُو مُحَمَّدٍ هَارُونُ بْنُ مُوسَى التَّلَّعُکْبَرِیُّ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا الْحَسَنُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ زَکَرِیَّا الْعَدَوِیُّ النَّصْرِیُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِبْرَاهِیمَ بْنِ الْمُنْذِرِ الْمَکِّیِّ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ الْهَیْثَمِ قَالَ حَدَّثَنِی الْأَجْلَحُ الْکِنْدِیُّ قَالَ حَدَّثَنِی أَفْلَحُ بْنُ سَعِیدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ کَعْبٍ عَنْ طَاوُسٍ الْیَمَانِیِّ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْعَبَّاسِ قَالَ: 

 دَخَلْتُ عَلَى النَّبِیِّ ص‏ وَ الْحَسَنُ عَلَى عَاتِقِهِ وَ الْحُسَیْنُ عَلَى فَخِذِهِ یَلْثِمُهُمَا وَ یُقَبِّلُهُمَا وَ یَقُولُ اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالاهُمَا وَ عَادِ مَا [مَنْ‏] عَادَاهُمَا ثُمَّ قَالَ یَا ابْنَ عَبَّاسٍ کَأَنِّی بِهِ وَ قَدْ خُضِبَتْ شَیْبَتُهُ مِنْ دَمِهِ یَدْعُو فَلَا یُجَابُ وَ یَسْتَنْصِرُ فَلَا یُنْصَرُ قُلْتُ مَنْ یَفْعَلُ ذَلِکَ یَا رَسُولَ اللَّهِ قَالَ شِرَارُ أُمَّتِی مَا لَهُمْ لَا أَنَالَهُمُ اللَّهُ شَفَاعَتِی ثُمَّ قَالَ یَا ابْنَ عَبَّاسٍ مَنْ زَارَهُ عَارِفاً بِحَقِّهِ کُتِبَ لَهُ ثَوَابُ أَلْفِ حَجَّةٍ وَ أَلْفِ عُمْرَةٍ أَلَا وَ مَنْ زَارَهُ فَکَأَنَّمَا زَارَنِی وَ مَنْ زَارَنِی فَکَأَنَّمَا زَارَ اللَّهَ وَ حَقُّ الزَّائِرِ عَلَى اللَّهِ أَنْ لَا یُعَذِّبَهُ بِالنَّارِ أَلَا وَ إِنَّ الْإِجَابَةَ تَحْتَ قُبَّتِهِ وَ الشِّفَاءَ فِی تُرْبَتِهِ وَ الْأَئِمَّةَ مِنْ وُلْدِهِ...


قُلْتُ یَا رَسُولَ اللَّهِ فَکَمِ الْأَئِمَّةُ بَعْدَکَ قَالَ بِعَدَدِ حَوَارِیِّ عِیسَى وَ أَسْبَاطِ مُوسَى وَ نُقَبَاءِ بَنِی إِسْرَائِیلَ قُلْتُ یَا رَسُولَ اللَّهِ فَکَمْ کَانُوا قَالَ کَانُوا اثْنَیْ عَشَرَ وَ الْأَئِمَّةُ بَعْدِی اثْنَا عَشَرَ أَوَّلُهُمْ عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ وَ بَعْدَهُ سِبْطَایَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَیْنُ فَإِذَا انْقَضَى الْحُسَیْن‏ فَابْنُهُ عَلِیٌّ فَإِذَا انْقَضَى عَلِیٌّ فَابْنُهُ مُحَمَّدٌ فَإِذَا انْقَضَى مُحَمَّدٌ فَابْنُهُ جَعْفَرٌ فَإِذَا انْقَضَى جَعْفَرٌ فَابْنُهُ مُوسَى فَإِذَا انْقَضَى مُوسَى فَابْنُهُ عَلِیٌّ فَإِذَا انْقَضَى عَلِیٌّ فَابْنُهُ مُحَمَّدٌ فَإِذَا انْقَضَى مُحَمَّدٌ فَابْنُهُ عَلِیٌّ فَإِذَا انْقَضَى عَلِیٌّ فَابْنُهُ الْحَسَنُ فَإِذَا انْقَضَى الْحَسَنُ فَابْنُهُ الْحُجَّةُ قَالَ ابْنُ عَبَّاسٍ قُلْتُ یَا رَسُولَ اللَّهِ أَسَامِیَ لَمْ أَسْمَعْ بِهِنَّ قَطُّ قَالَ لِی یَا ابْنَ عَبَّاسٍ هُمُ الْأَئِمَّةُ بَعْدِی وَ إِنْ نُهِرُوا أُمَنَاءُ مَعْصُومُونَ نُجَبَاءُ أَخْیَارٌ یَا ابْنَ عَبَّاسٍ مَنْ أَتَى یَوْمَ الْقِیَامَةِ عَارِفاً بِحَقِّهِمْ أَخَذْتُ بِیَدِهِ فَأَدْخَلَتُهُ الْجَنَّةَ یَا ابْنَ عَبَّاسٍ مَنْ أَنْکَرَهُمْ أَوْ رَدَّ وَاحِداً مِنْهُمْ فَکَأَنَّمَا قَدْ أَنْکَرَنِی وَ رَدَّنِی وَ مَنْ أَنْکَرَنِی وَ رَدَّنِی فَکَأَنَّمَا أَنْکَرَ اللَّهَ وَ رَدَّهُ یَا ابْنَ عَبَّاسٍ سَوْفَ یَأْخُذُ النَّاسُ یَمِیناً وَ شِمَالًا فَإِذَا کَانَ کَذَلِکَ فَاتَّبِعْ عَلِیّاً وَ حِزْبَهُ فَإِنَّهُ مَعَ الْحَقِّ وَ الْحَقُّ مَعَهُ وَ لَا یَفْتَرِقَانِ حَتَّى یَرِدَا عَلَیَّ الْحَوْضَ یَا ابْنَ عَبَّاسٍ وَلَایَتُهُمْ وَلَایَتِی وَ وَلَایَتِی وَلَایَةُ اللَّهِ وَ حَرْبُهُمْ حَرْبِی وَ حَرْبِی حَرْبُ اللَّهِ وَ سِلْمُهُم‏ سِلْمِی وَ سِلْمِی سِلْمُ اللَّهِ ثُمَّ قَالَ ع‏ یُرِیدُونَ لِیُطْفِؤُا نُورَ اللَّهِ بِأَفْواهِهِمْ‏ وَ یَأْبَى اللَّهُ إِلَّا أَنْ یُتِمَّ نُورَهُ وَ لَوْ کَرِهَ الْکافِرُونَ‏. 

ترجمه روایت: 

طاوس یمانی از عبدالله بن عباس نقل می کند که : یک روز وارد بر پیامبر شدم که حسن بر شانه حضرت و حسین بر زانو ایشان بود... 

ابن عباس خطاب به پیامبر عرض می کند: ای رسول خدا، امامان بعد از شما چند نفر هستند؟ 
فرمود: به عدد حواریون عیسی ، وسبط های موسی ، و نقیبان بنی اسرائیل
عرض کرد: آنها چند نفر بودند؟ 
فرمود: دوازده نفر، و امامان بعد از من نیز دوازده نفر هستند. اولشان علی بن ابی طالب و پس از او دو نوه ام حسن و حسین، و پس از حسین، نُه نفر از صلب حسین. ( یکی پس از دیگری امام است.) 
ابن عباس گوید: اى رسول خدا! اینها نام هایى هستند که تاکنون نشنیده بودم. 
فرمود: اى پسر عباس! ایشان امامان بعد از من هستند، اگر چه مغلوب شوند، و امین و معصوم ونجیبان برگزیده هستند. 

اى پسر عباس! هر که در روز قیامت بیاید در حالى که عارف به ّحق آنها باشد، دستش را بگیرم و او را وارد بهشت کنم.
اى پسر عباس! هر که ایشان را منکر شود یا حتی یکى از آنها را ّرد کند، گویا مرا انکار و رد کرده، و هر که مرا انکار و رد کند، گویا خدا را انکار و رد کرده است. 
اى پسر عباس! به زودى مردم به راست و چپ بروند (از راه مستقیم کناره گیرند). هر گاه چنین شد از علی و حزب او پیروى کن، که او با ّحق است و ّحق نیز با اوست، و آن دو از هم جدا نشوند، تا در کنار حوض بر من وارد شوند. 

اى پسر عباس! ولایت ایشان، ولایت من و ولایت من، ولایت خداست. جنگ با ایشان، جنگ با من و جنگ با من، جنگ با خداست. سازش با ایشان، سازش با من و سازش با من، سازش با خداست. سپس فرمود: «مى خواهند نور خدا را با دهان خود خاموش کنند و حال آنکه خدا نور خود را کامل خواهد گردانید، اگر چه کافران کراهت دارند». 
کفایة الأثر فی النص على الأئمة الإثنی عشر ؛ ص16 

نکات روایت: 

در این روایت، وقتی که پیامبر، ائمه را برای ابن عباس معرفی می کند و ابن عباس از اسامی ائمه آگاه می شود به پیامبر عرض می کند که این اسامی را قبلا نمیدانستم و پیامبر پاسخ می دهند که اینان امامان بعد از من هستند... جریان احمد بصری دجال، او را امام من عندالله می دانند. حتی یکی از مبلغین این جریان که سه سال قبل با شبکه ولایت تماس گرفته بود، در جواب سوال جناب حجه الاسلام کیانی، مجری برنامه قضاوت باشما، گفت: امام ما قطعا معصوم هست. یعنی او را دارای مقام امامت می دانند، در حالیکه امام دانستن احمد بصری دجال و قائل بودن مقام امامت برای او، با نص حدیث نبوی (هم الائمه بعدی) منافات دارد چرا که پیامبر بعد از معرفی ائمه اثنی عشر، تاکید می کنند که اینان امامان بعد از من هستند و در معرفی ائمه توسط پیامبر، هیچ نامی از کسی که اسمش احمد باشد و نام پدرش اسماعیل باشد، نیست. بنابراین ادعای امامت احمد بصری کاملا رد می شود. 

نکته ی مهم قابل توجه این است که رسول خدا انکار یا رد ائمه یا رد هر کدام از ائمه را مساوی با انکار و رد خود می دانند، احمد بصری دجال، با ادعای امامتی که کرده است طبیعتا امام ثالث عشر خواهد بود یعنی با این ادعا، نه تنها به دروغ ادعای امامت من عند الله کرده است، بلکه سخن رسول خدا صل الله علیه وآله را مبنی بر دوازده گانه بودن ائمه، انکار کرده است. به نظر ما انکار حرف و فرمایش رسول خدا، با انکار خود ایشان هیچ گونه فرقی ندارد و در نتیجه احمد بصری دجال، با انکار رسول خدا، خدای متعال را رد و انکار کرده است. 


روایت شماره 4: 

حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیٍّ قَالَ حَدَّثَنِی عَلِیُّ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ الْوَرَّاقُ الرَّازِیُّ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ قَالَ حَدَّثَنَا الْهَیْثَمُ بْنُ أَبِی مَسْرُوقٍ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ عُلْوَانَ عَنْ عَمْرِو بْنِ خَالِدٍ عَنْ سَعِیدِ بْنِ طَرِیفٍ عَنِ الْأَصْبَغِ بْنِ نُبَاتَةَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَبَّاسٍ قَالَ سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ ص یَقُولُ‏: 

أَنَا وَ عَلِیٌّ وَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَیْنُ وَ تِسْعَةٌ مِنْ وُلْدِ الْحُسَیْنِ مُطَهَّرُونَ مَعْصُومُونَ. 

ترجمه روایت: 

اصبغ بن نباته از ابن عباس روایت کرده که از پیامبر شنیده است که می فرمود: من و علی و حسن و حسین و نُه نفر از فرزندان حسین، مطهر و معصوم هستیم. 
کفایة الأثر فی النص على الأئمة الإثنی عشر ؛ ص19 

نکات روایت: 

نکته بعد معصوم بودن احمد بصری است . اولا وقتی که امامت من عند الله بودن احمد بصری را رد کرده ایم، آن هم با استناد به کلام نبوی که طبق شهادت قرآن، هوی و هوس در آن راه ندارد، قطعا معصوم بودن احمد بصری هم منتفی می شود. چرا که هیچ امام من عند اللهی نیست که معصوم نباشد. ثانیا در نص روایت شماره 4، رسول خدا افراد معصوم و مطهر را معرفی می کنند که همان ائمه اثنی عشر می باشد و مجددا مشاهده می کنیم که اسمی از احمد بن اسماعیل همبوشی نیست. ثالثا اگر واقعا احمد بصری امام و معصوم می بود، قطعا و بلاشک رسول خدا به این امر تصریح می فرمودند چنانچه برای ائمه بر امامت و معصوم بودنشان تصریح فرمودند.

 
موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۵/۰۴/۲۴
علی مهدوی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی